2009/11/04

دانه شب

به نام خدا



سکوت ساز جهان

صدای ساز، 3 تار
سکوت خنده ما،
چراغ
تنهایی!

صدای پای انار
به سرخی گونه،
زمان خجلت تو!

کنار دانه شب،
سیاه چادر تو
پناه من شب توست!
کنار گیسوی تو
هنوز هم روشن
چراغ
تنها
من!

صدای ساز، آرام
دلم چه کم می زد
سکوت آرامش
صدای سوسوی نور
صدای صحبت رنگ سفید دیوار است!

و شب که ساکت و آرام
به ساز خسته قلبم،
3 تار موی تو،
گوش جان فرا می داد!
(محب!)

2009/10/21

من بی تو!

به نام خدا


هزاران گونه استدالالِ محکم
که من بی تو بمانم، وَ تو بی من
ولی تنها یکی احساسِ مبهم
که می خواهد بمانیم عاشق هم!
(محب)
***
در مورد قافیه ها، ترتیب به عمد در 1، 3 و 4 قرار داده شده است.*
لطفا تفسیر و تأویلش کنید.*
الحمد لله مخاطبان "محب نوشته" از دو حال خارج نیستند، یا مرا می شناسند و یا نمی شناسند.*
آنان که مرا می شناسند که مطابق آن شناختی که از من دارند تفسیر می کنند، آنان که نمی شناسند هم که نمی شناسند! هر تفسیری می خواهند می کنند! و هما مطلوبان!!

2009/10/09

شرحی خواهم نگاشت!

شرحی خواهم نگاشت
بر حاشیه غزل چشمانت
و در آن شرح سخن خواهم راند از شاهی،
که مات،
!رخ زیبای تو شد
***
غزلت مال خداست
لیک من می خواهم
شرخ خود را به تو تقدیم کنم
!حیف که من مات توام
(محب)
در ذهنتان تفسیر و تاویلش کنید!

2009/09/08

دستار شهادت علی سرخ





شیرین شکایت علی زرد
فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ
لبخند رضایت علی سبز


2009/08/22

!بنواز تا بمانم

به نام خدا


پایان من سکوت است

بنواز تا بمانم

"حتی به ضرب یک "چنگ

"حتی به صوت یک "لا

!بنواز تا بمانم

(محب)

.شنبه، 31 مرداد88، اول رمضان، ساعت 11

2009/08/21

!لب تو

به نام خدا



به رطب باز کنم روزه خود بار دگر
!باز مهمان لبت در رمضانم چه کنم

2009/08/13

گاهی به آسمان نگاه کن!





گفت: پروازکن!


گفتم: نتوانم!


گفتم: می خواهم هم در آسمان و هم در زمین باشم!


گفت: نتوانی!


گفت: آسمانی باش!


گفتم: هیچ نگفتم! سر به زیرانداختم و رفتم!


روزی گذشت. روز بزرگ شد! سالی شد و فرزندانی آورد و سالها شد. سالها گذشت!


حال در آرزوی آنم...


در آرزوی آنم که... گاهی به آسمان نگاه کنم!


فقط گاهی!


*عکس از دوستم ع.ح است.